... حرف نگفته ...
...
آدم برفی

 

از برف اگر آدم بسازی دل ندارد.

 

مهدی فرجی

|

انگیزه پرواز (3 دی)
 

 

انگیزه ی پرواز باید در دلت باشد...
 
صفربیگی
 

 

 

 


برچسب‌ها: تولد
read more |

گریز

 

 

گاهی گریزان از تو

و

گاهی گریزان از خودم

 

؟

.......................................

 

در گیر خودم

عجب جدالیست!!!

از دست خودم فرار سخت است .

 

احمد پروین

 

|

چه آغازی به از این پایان !!؟

 

 گاه یک پایان میشود یک آغاز زیبا

درست مثل پایان شهریور و آغاز تو

 

read more |

سمفونی رنگها

زرد و نیلی و بنفش

سبز و آبی و کبود

 

 

رنگ ها شکفته در زلال عطرهای گرم

 

مشیری

|

...

 

 

مرا ز گریه مکن منع

 

ساعتی بگذار

.

.

.

 

 

هلالی

|

دیگر چه می خواهی...؟

 

 

 

بیا این اوج

این پرواز

این هم پر

.

.

چه میخواهی !!؟

|

سودای همرهی

 

http://sahar-rafi.com

عکس از :/sahar-rafi.com

 

رفت آن سوار ، کولی

با خود تو را نبرده ...

 

سیمین بهبهانی  

    

|

خرداد ماه

 

یک تیک بر گزینه خرداد میزنم .

read more |

هیچِ هیچ



از هیچ در رفتم برای گم شدن در هیچ !!!

|

دخیل

عکس از http://sahar-rafi.com

بیچاره این امامزاده هم دلش شکست

کسی برای ماندن من دخیل نبست .


ناصری


|

اصلا هیچ ...



یکیمان به خانه

یکیمان به کوچه سار ...


یکیمان در خانه گمان میکند هنوز

از کوچه صدای همهمه می آید .


یکیمان در کوچه ... اصلا هیچ !!!




|

روزمره گی ...



نفرین به زمانه ای که در آن انگار

هر سال پس از دو هفته دیگر نو نیست.


ربیعی

|

بهار


عکس از http://sahar-rafi.com

آغاز تو بود و فال نیکی آمد
در کوچه کسی دل ای دل ای می خواند


از یمن قدم های تو حاجی فیروز ،
باران به تن پنجره ها میبارد.


لیلا حسنوند

|

بهار در دوردست ها ...






ماهی ها در تنگ

سیرها وسنجدها در پلاستیک

بهار ... در دور دست ها
...!!!


سید حسینی


|

فریاد دگر شوق پریدن به سرم نیست...!

عکس از   

www.sahar-rafi.com

چون بلبل ترسیده ی کز کرده به کنجی

از وحشت ایام گرفته است زبانم


عالی تبار

|

...!!!



گفتند آفتاب تــو در پشت ابرهاست

ابری درآسمان جهانم نبود و نیست !



صادق فغانی

|

من تو را ...




من تو را دوست نمی دارم اگر بگذاری !!!


فاضل نظری

|

چشم به راه



چشمی به رهت دوخته ام باز که شاید

  بازآئی و برهانیم از چشم به راهی


شهریار


|

انتظار




منم ای نگار و چشمی که در انتظار رویت
  همه شب نخفت مسکین و بخفت مرغ و ماهی


سعدی

|